بایگانی دسته‌ها: رونمایی تمثال بیدل دهلوی

مصاحبه خبرنگار سایت تخصصی صائب پژوهی با استاد ارغوان خاتمی در باره خلق تمثال بیدل دهلوی

مصاحبه با ارغوان خاتمی

مصاحبه خبرنگار سایت تخصصی صائب پژوهی با استاد ارغوان خاتمی در باره خلق تمثال بیدل دهلوی

استاد! لطفا به عنوان مقدمه مختصری از سوابق هنری‌تان برای مخاطبان فرهیخته‌ی سایت صائب پژوهی بفرمایید:

  • با سلام خدمت شما. من در خانواده‌یی هنری به دنیا آمده‌ام. پدرم زنده‌یاد استاد مسعود خاتمی نوری از اساتید بنام خوشنویسی بوده اند و پدر بزرگم علی خاتمی نوری معروف به علی ابن ولی از شاعران مطرح دهه های نخست قرن. من سال هاست که در عرصه‌ی نقاشی فعالیت دارم و بخصوص پس از تحصیلات دانشگاهی به طور حرفه ای به نقاشی و بخصوص نقاشی رنگ و روغن پرداخته‌ام و تاکنون در چند نمایشگاه شرکت داشته‌ام و آثارم به صورت های گوناگون چاپ و منتشر شده است. به تازگی نیز چاپی نفیس از «گزیده آثار نقاشی‌« ام توسط انتشارات پرنیان خیال منتشر شده‌است. همچنین چند سال است که در آتلیه شخصی خود «آتلیه ترنگ» به آموزش حرفه‌ای نقاشی مشغول هستم.

ممنون از شما. لطفا توضیحاتی درباره خلق تمثال بیدل بفرمایید:

  • اصولا آفرینش خیالی چهره‌ی هنرمندان گذشته کاری بسیار صعب و درعین حال سهل و ممتنع است. چنان که می‌دانید اصولا در تاریخ نقاشی و نگاگری کشورمان ایران، این امر سابقه‌ی چندانی ندارد و علایرغم وجود هنرمندان بزرگی در عرصه‌ی نقاشی در طی قرون متمادی، هیچگاه چهره‌ی هنرمندان و دانشمندان و حتی پادشاهان و امرا به تصویر درنیامه‌است. البته این امر دلایل بسیاری داشته که در اینجا قصد طرح آن را ندارم. فکر کنید اگر هنرمندان گذشته، از چهره‌ی هنرمندانی چون حافظ و سعدی یا دانشمندانی چون ابن سینا در زمان ایشان و از روی چهره‌ی واقعی، طرح و نقشی از خود به یادگار می‌گذاشتند، امروزه چه گنجینه‌ی هنری گرانبهایی در اختیارمان بود.

استاد! تمثال هیچ‌یک از بزرگان ادبی علمی و عرفانی فارسی در گذشته از روی چهره‌ی واقعی خلق نشده‌است؟

  • خب در این باره اطلاعات درستی در منابع موجود نیست. اما مثلا در مورد مولانا روایت می‌کنند که معین‌الدّین پروانه ، وزیر علاء‌الدّوله قلیچ ارسلان دوم، با مولانا ارتباط بسیار خوبی داشت . تا آن جا که همسرش گوهرخاتون به وی ارادت پیدا کرد و مشتاق دیدار مولانا شد . لیکن ظاهراً چون دیدار مردان با زنان در آن عصر خالی از اشکال نبود ، نقّاشی فرستاد تا از وی صورت‌هایی بکشد . گویند آن چه امروز از چهره‌ی مولانا داریم ، حاصل کار اوست. و یا همین بیدل دهلوی. دوستی داشت بنام انوب چتر که نقاش بود و همیشه در سفر. طبق گزار خود بیدل در کتاب چهار عنصر، در یکی از سفرها که با هم بودند، طرحی از چهره‌ی بیدل نقاشی کرده است که البته متاسفانه هنوز من ندیده‌ام.

استاد خاتمی باز گردیم به تمثال بیدل. خب در چنین شرایطی که هیچ طرح ابتدایی نیز از چهره‌ی این بزرگان وجود ندارد، اصولا در چنین آفرینش‌های خیالی، طراح و نقاش باید به چه منابع و اصولی مراجعه کنند.

  • خب به عنوان اولین اصل، این کار بیش از همه به عشق نیازمند است. هنرمند بیش از هرچیز باید نوعی رابطه‌‌ی یگانگی با آن شخص برقرار کند. به گمان من این اصل اساسی ترین نکته است. مرحله‌ی دوم مطالعه است. اگر در منابع و تذکره‌ها و مناقب، درباره‌ی چهره‌ی شخص مورد نظر نکته‌یی وجود داشت که خب حتما مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد چنان که من در خلق تمثال بیدل از آن سود جسته‌ام. مرحله‌ی بعد شناخت شخصیت فردی اجتماعی و نیز هنری یا علمی و نیز مشخصات بومی و نژادی شخصی است که قرار است تمثالش به نقش و رنگ درباید. شخصی که در آثار مثلا خیام از او چهره‌ی منتقد و در عین حال مروج شادمانی می‌بیند می‌بایست این نکته را در اثر خود مورد توجه قرار دهد. یا مثلا درباره‌ی حافظ یا دیگران. به هر حال کار ساده‌یی نیست.

آیا می‌توان در طراحی و فرم دهی چهره‌ی بزرگان از نمونه‌های زنده و اشخاص معاصر استفاده کرد و اصولا این کار چقدر درست و چه اندازه لازم است؟ نمونه‌یی از این شیوه در میان هنرمندان غربی سراغ دارید؟

  • بله دقیقا‍. اتفاقا به نکته ی مهمی اشاره فرمودید. بگذارید نمونه‌ی تاریخی مهمی را برایتان بازگو کنم. این اثر هنری نشانگر صحنه‌هایی از شام آخر روزهای پایانی عمر مسیح است آنطور که انجیل به آن اشاره کرده‌است. داوینچی این نگاره را برای فرمانروای حامی خود یعنی دوک لوویچو اسفورتزا و در طی حدود ۳سال خلق کرده‌است. اتفاقی که در فرایند کشیدن تابلو رخ داده، اهمیتی همشان خود تابلو دارد. گفته می‏شود که “داوینچی”، هنگام کشیدن تابلو، با مشکل پیداکردن سوژه‏ای مناسب برای طراحی، مواجه شد. او می‏خواست “زیبایی” و “نیکی” را به‏صورت حضرت مسیح (ع) و “زشتی”‌ و “بدی” را به هیبت “یهودا” که از حواریون خیانتکار حضرت عیسی بود، به تصویر در بیاورد

داوینچی مدتها به دنبال کسی می‌گشت که چهره‌ی مسیح را از روی او به تصویر دربیاورد. تا این که با جوانی گویا میان همسرایان کلیسا اشنا شد و چهره‌ی او را برای مسیح انتخاب کرد. سه سال گذشت و داوینچی هنوز به دنبال چهره‌یی زشت برای نقش یهودا بود. تا این که عاقبت با جوانی با لباس های مندرس و مست و زشت مواجه شد و یهودا را از روی چهره‌ِ او نقش کرد. روایت می کنند که داوینچی هنگام نقاشی او احساس کرد که گویا او را قبلا دیده و آن جوان اعتراف کرد که همان جوانی ست که داوینچی نقش مسیح را از روی او کشیده‌است.

شاید این روایت حقیقت نداشته باشد اما حاوی نکته‌ی مهمی است و این‌که به هرحال شخصی چون داوینچی نیز برای آثارش مدل شایسته انتخاب می‌کرده و بی شک تغییرات مورد نظر خود را اعمال می کرده.

استاد لطفا کمی درباره‌ی اثر خود توضیح بدهید. خلق تمثال بیدل، آن هم شاعری پارسی گوی از دیار شبه قاره چگونه شد که بیدل خلق شد؟

  • حقیقت این است که ابتدای آشنایی من با این شاعر بزرگ فارسی از طریق همسرم دکتر محمدعلی شیوا بوده که خود از صائب‌پژوهان است و نام بیدل و صائب در کنار مولانای بزرگ همواره در زندگی ما حضور دائم دارد. آغاز اجرای طرح تمثال بیدل نیز وقتی در ذهنم نقش بست که رمان زندگانی بیدل اثر استاد اسدالله حبیب به نام «درسواحل گنگا» توسط همسرم در انتشارات پرنیان خیال در دست انتشار بود. در واقع این اثر تاثیر زیادی از اطلاعات خوبی دارد که در این رمان آمده‌است. اتفاقا تمثال بیدل بر طرح روی جلد این رمان چاپ و منتشر شده و استاد اسدالله حبیب که خود سالها در عرصه‌ی بیدل شناسی تحقیق کرده و کتاب های زیادی در این باره نوشته، از این تمثال استقبال کرده و تقدیر شایانی کرده‌اند.

می تونم بپرسم که آیا شما در خلق این اثر چهره‌ی خاصی از مدل زنده مد نظر داشته‌اید یا نه؟

  • کاش می توانستم. اما با توجه به این که بیدل شخصی هندی بوده و گویا نسبت هایی هم با نژاد مغول داشته، پیدا کردن مدل زنده تقریبا ممکن نبود. البته در طراحی کار و نیز رنگ پوست به این مسائل توجه داشته‌ام. نکته‌ی مهم در این اثر نداشتن ریش و سبیل و موی سر در این تمثال است. شاعران و عالمان گذشته‌ی ما عموما ریش داشته‌اند. اما بیدل که علاقه‌مند به قلندریان بود سر و ریش می‌تراشید و در جواب طعنه‌‌ی دیگران می گفت: «سر و ریش می تراشم دل کس نمی خراشم». این مسئله البته کار را برای نقاش سخت تر می‌کند. به هر حال امیدوارم اثری موفق خلق کرده‌باشم. خوشحالم که تمثال بیدل در پرده‌ی خیال من نقش بسته‌است. چنان که خود فرموده:

تمثال من در آینه پیدا نمی شود  در پرده‌ی خیال توام نقش بسته‌اند

گویا روی سخنش با من بود!

بله. چه بیت زیبایی. گویا همینطور بوده استاد! ممنون از وقتی که در اختیار من گذاشتید فقط یک سوال مانده و آن هم این که آیا تمثال دیگری را از میان هنرمندان و شاعران و بزرگان کشورمان به دست هنرمندتون به طرح و نقش آراسته شده‌است؟

  • خواهش می کنم. من هم ممنونم از سوال های خوب شما. بله تمثال صائب را نیز کشیده‌ام که انشاءالله به زودی در فرصتی مناصب رونمایی خواهد شد. بگذارید از صائب تشکر کنم که چون هنرمند بود می‌دانست که چهره‌‌ی نادیده را به سختی می‌توان نقاشی کرد و با نگاهی واقع بینانه این بیت را سروده:

وصف آن عارض مپرس از چشم شرم‌آلود من                 صورت نادیده را تصویر کردن مشکل است

به به! گویا صائب نیز روی سخنش با شما بوده استاد!

  • نمی دانم. کاش چنین باشد. اما برای من که سختی‌های این کار را تجربه کرده‌ام بیت بسیار زیبا و پر مغزی‌ست.

ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. منتظر آثار فاخر شما در این زمینه هستیم.

  • موفق و سربلند باشید.

گزارش تصویری رونمایی تمثال بیدل دهلوی اثر استاد ارغوان خاتمی در آئین افتتاح بنیاد بیدل

رونمایی تمثال بیدل 1

گزارش تصویری رونمایی تمثال بیدل دهلوی اثر استاد ارغوان خاتمی در آئین افتتاح بنیاد بیدل

مراسم افتتاحیه و آغاز به کار رسمی بنیاد بیدل دهلوی، با حضور غلامعلی حداد عادل –رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیاد سعدی-، محمدی گلپایگانی –رئیس دفتر مقام معظم رهبری-، سیدعباس صالحی- معاون امور فرهنگی وزارت ارشاد-، علی‌ معلم‌دامغانی –رئیس فرهنگستان هنر-، محمود صلاحی – رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران-، غلامحسین امیرخانی –پیشکسوت خوشنویسی-، جلال‌الدین کزازی، علی‌اصغر شعردوست، هادی سعیدی‌کیاسری، حسین آهی شاعر و حافظ پژوه معاصر و جمعی از اساتید کشورهای منطقه در تاریخ سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۵ در سالن همایش‌های بنیاد بیدل دهلوی برگزار شد.

در این مراسم تمثال بیدل دهلوی اثر استاد ارغوان خاتمی نقاش معاصر که بر اساس اطلاعات به دست آمده از این شاعر بزرگ فارسی‌گوی شبه قاره طراحی و تصویر شده‌است توسط استاد ارغوان خاتمی و دکتر علی اصغر شعردوست و نیز حسین آهی رونمایی شد.

برای دیدن گزارش کامل تصویری گزارش کلیک کنید