آیین رونمایی نقاشی تمثال صائب تبریزی اثر استاد ارغوان خاتمی در کتابخانه ملی ایران برگزار شد

آیین رونمایی نقاشی تمثال صائب تبریزی اثر استاد ارغوان خاتمی در کتابخانه ملی ایران

 

 

 

آیین رونمایی نقاشی تمثال صائب تبریزی اثر استاد ارغوان خاتمی در کتابخانه ملی ایران برگزار شد

آیین رونمایی نقاشی تمثال صائب تبریزی اثر استاد ارغوان خاتمی در تاریخ ۹۶/۶/۲۵ ساعت ۱۵ تا ۱۷ در محل اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی ایران، با حضور اساتید نامدار ادب و فرهنگ و هنر کشور و جمعی از فرهیختگان برگزار شد. در بخش نخست این مراسم که به همت گروه ایران‌شناسی و اسلام شناسی و اندیشگاه فرهنگی کتابخانه‌ی ملی با همکاری انتشارات پرنیان خیال برگزار شد، استاد ارغوان خاتمی به ایراد سخنانی درباره‌ سابقه‌ آفرینش تمثال شاعران و حکیمان فارسی و لزوم رویکرد علمی و تاریخی به آن و نیز مراحل خلق تمثال صائب پرداختند. این مراسم همراه بود با سخنرانی اساتیدی همچون استاد دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی، استاد دکتر توفیق سبحانی، استاد حسین آهی، دکتر محمدعلی شیوا،  استاد سعید یوسف‌نیا، استاد علی اصغر موسوی، دکتر مرتضی رزم آرا و دکتر احسان الله شکراللهی و به ایراد سخنانی درباب صائب پرداختند. در بخش دوم مراسم رونمایی از رونمایی از تمثال صائب و نیز کتاب درحق صائب توسط استاد ارغوان خاتمی به همراه استاد دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی انجام شد و مورد تشویق و تحسین اساتید و حاضران واقع شد.

 

مشاهده گزارش تصویری آیین رونمایی نقاشی تمثال صائب تبریزی

آیین رونمایی کتاب «در حق صائب» در کتابخانه ملی ایران برگزار شد

آیین رونمایی کتاب «در حق صائب» در اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی ایران برگزار شد

 

 

آیین رونمایی کتاب «در حق صائب» در کتابخانه ملی با حضور استاد امیربانو کریمی فیروزکوهی برگزار شد

آیین رونمایی کتاب «در حق صائب» (مجموعه رسالات امیری فیروزکوهی درباب صائب و سبک هندی) تالیف و گردآوری دکتر محمدعلی شیوا در تاریخ ۲۵/۶/۹۶ ساعت ۱۵ تا ۱۷ در محل اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه‌ی ملی ایران، با حضور اساتید نامدار ادب و فرهنگ کشور و جمعی از فرهیختگان برگزار شد. در بخش نخست این مراسم که به همت گروه ایران‌شناسی و اسلام شناسی و اندیشگاه فرهنگی کتابخانه‌ی ملی با همکاری انتشارات پرنیان خیال برگزار شد، اساتیدی همچون استاد دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی، استاد دکتر توفیق سبحانی، استاد حسین آهی، آقای سعید یوسف‌نیا، آقای علی اصغر موسوی، دکتر مرتضی رزم آرا و دکتر احسان الله شکراللهی به ایراد سخنانی درباب صائب و نیز شأن زنده‌یاد کریم امیری فیروزکوهی در احیای نام صائب و شناساندن ویژگی‌های شعر او پرداختند. در ادامه دکتر محمدعلی شیوا مولف کتاب، ضمن ایراد سخنانی درباب صائب از استقبال مناسب اساتید و فرهیختگان از رونمایی کتاب «در حق صائب» تشکر کرد. از آنجا که مراسم رونمایی کتاب با رونمایی نقاشی تمثال صائب تبریزی اثر هنرمند نقاش معاصر استاد ارغوان خاتمی همراه بود، سخنان ایشان حسن ختام بخش نخست مراسم بود که درباره‌ سابقه‌ آفرینش تمثال شاعران و حکیمان فارسی و لزوم رویکرد علمی و تاریخی به آن و نیز مراحل خلق تمثال صائب به ایراد سخنرانی پرداختند. در بخش دوم مراسم ابتدا رونمایی از کتاب درحق صائب و سپس رونمایی از تمثال صائب توسط استاد دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی انجام شد و مورد تشویق حاضران واقع شد. در پایان از سوی انتشارات پرنیان خیال یک جلد کتاب در حق صائب به حاضران اهدا شد.

 

مشاهده‌ گزارش تصویری رونمایی کتاب در حق صائب

 

سخنان استاد ارغوان خاتمی در مراسم رونمایی تابلو نقاشی تمثال صائب تبریزی

سخنان استاد ارغوان خاتمی در مراسم رونمایی تابلو نقاشی تمثال صائب تبریزی

۲۵ شهریور ۹۶ – اندیشگاه کتابخانه ملی ایران

با عرض سلام خدمت همه ی ادیبان و فرهیختگان و مهمانان محترم

اصولا آفرینش خیالی چهره ی هنرمندان کاری بسیار سخت و در عین حال سهل و ممتنع است و در تاریخ نقاشی و نگارگری کشورمان ایران سابقه‌ی طولانی نداشته است. چهره‌ی خیلی از هنرمندان و دانشمندان در طی سالیان سال به تصویر در نیامده است. این مسئله علل مختلفی دارد که من قصد طرح آن را ندارم. اما نکته‌ی مهم در مورد تمثال صائب و نیز تمثال بیدل دهلوی که من در سال گذشته به تصویر درآورده ام هم رعایت پارامترهای ظاهری این افراد و در واقع این شخصیت‌ها و ادیبان و حکیمان و هم نمودن شخصیت عرفانی‌شان اهمیت خاص داشته است. که در ارتباط با صائب چون شخصیتی بوده بسیار اهل مدارا و حکمت و شخصیت ادبی‌اش بسیار مدنظر بوده است. این چنین کارهایی در نقاشی و نگارگری کشور چندان سابقه‌یی نداشت، درصورتیکه که اگر این مهم به تحقق می‌پیوست تا امروز گنجینه‌ی گرانبهایی در اختیارمان بود از تصویر این هنرمندان و بزرگان. به عنوان نمونه در زمان مولانا وزیر ارسلان دوم،  معین الدین پروانه که با مولانا مراودت داشت، همسرش نیز ارادت بسیاری به مولانا داشته اما از آنجا که در آن‌ دوران دیدار زنان با مردان خالی از اشکال نبود، نقاشی را استخدام می‌کند که تصویری از مولانا نقاشی کند که این تصویر امروزه وجود دارد. یا در مورد بیدل شخصی به نام انوب چتر تصویر بیدل را نقاشی کرده است. در مورد صائب توجه من از نظر ظاهری چون زادگاهش تبریز بود توجه داشتم که مشخصات نژادی اقوام ترک را مد نظر قرار بدهم. همچنین در عصر صفوی معمولا کلاهی بر سر می‌گذاشتند و بر آن دستاری می بستند. و از نظر اخلاقی نیز چونصائب  حکیم و ادیب و عارف بزرگ و داری فضایل اخلاقی زیادی بود که ترکیب این موارد با هم موجب خلق این تمثال شده است و امیدوارم در این کار توفیق یافته باشم. اگرچه کار بسیار مشکلی است. به قول خود صائب که فرمودند:

وصف آن عارض مپرس از چشم شرم آلود من

صورت نادیده را تصویر کردن مشکل است‌‌

بررسی قصیده ی عاشورایی صائب در گفتگو با استاد سید علی اصغر موسوی

بررسی قصیده ی عاشورایی صائب در گفتگوی تلفنی با استاد سید علی اصغر موسوی

برنامه: آینه در کربلاست

شبکه سراسری رادیو فرهنگ

۹ مهرماه ۱۳۹۶ – عاشورای ۱۴۳۹

اجرا: آقای علیرضا بدیع ، سرکار خانم ارجمندی

 

فایل صوتی گفتگو با استاد علی اصغر موسوی

شعری از استاد حسین آهی خطاب به استاد ارغوان خاتمی آفرینشگر تمثال صائب تبریزی

براى هنرمندِ چیره دستِ سِحرآفرین
          بانو ارغوان خاتمى
                 ******
خاتمى ارغوانِ  باغِ  هنر
آن که چون مهراز مواهبِ ماست
کِلْکِ او، رشکِ خامه مانى
قلمش   نغمه  ى غرائب  ماست
نقش ارژنگ را به یاد آرد
که هنر، طرحى از تجارب ماست
از جمالش به دور، عینِ کمال
بر کمالش  سلامِ راتِب  ماست
همچنان  از مدارجِ هنرش
تا فلک، پایه ى مَراتبِ  ماست
نقش پردازِ قادرِ “بیدل”
نقش بندِ نگارِ صائب  ماست
صائب آن صدرِصاحبان سخن
که ادب را یگانه صاحِب  ماست
مى تراوَد ز مطلعش خورشید
حاجبش نیز ،  نجمِ ثاقب ماست
زُهره ازنغمه اش به شورونوا
هم به  تکریم او کواکب  ماست
تا برآمد سپهرِ دیوانش
هفت کشور همیشه طالب ماست
قدرِ او سال ها ندانستند
این مثالب ازآن مَصائب ماست
دوره ى بازگشت باطل شد
مدّعى دید حق به جانب  ماست
ماهمه خوشه چینِ خرمن او
شرح او برترین مناقب ماست
تا قصیده ست چون سرگیسو
تا غزل گفتگوىِ غالب ماست
تا زند ارغوان به خوبى نقش
تاکه شیوا بِهینْ مصاحِب ماست
شعر، تنها هُویت ملى ست
سایه اش ساحتِ مناسبِ ماست
استاد حسین آهی
۹ مهرماه ۱۳۹۶
***

مروری بر بازتاب حماسه ی حسینی در شعر صائب تبریزی

مروری بر بازتاب حماسه ی حسینی در شعر صائب تبریزی

دکتر محمدعلی شیوا

 

صائب بی گمان شاعری شیعی بود . اجداد او لااقل از عهد شاه اسماعیل صفوی چه به رغبت و چه به اعتذار شیعه بوده اند . صائب در خانواده ای شیعه به دنیا آمده است . «صائب بلا شک شیعی امامی اثنی عشری است » امیری فیروز کوهی ، ۱۳۳۳ . بی شک ملک الشعرایی دربار صفوی که متعصّبانه در رسمت یافتن مذهب تشیع کوشیده اند برای شخصی غیر شیعه ممتنع بوده است . از این گذشته جای جای دیوان صائب صدق ارادت صائب به اهل بیت پیامبر را آشکار می کند . صائب در جوانی پس از زیارت حجاز به زیارت عتبات و پس از آن به زیارت مشهد الرضا مشرّف می شود . دو قصیده حاصل ارادت او به امام هشتم شیعیان است . جز این صائب قصیده ای ۵۷ بیتی در مدح سید الشهدا دارد که بنا بر ماده تاریخی که در انتهای آن آورده باید در محرم سال ۱۰۷۴ ه ق در سال های آخر حکومت شاه عبّاس دوم صفوی سروده باشد. جز این اشارات متعددی در غزلیات او به حماسه ی حسینی و واقعه ی کربلا وجود دارد که در این مختصر به آن ها می پردازیم .

چنانکه گفتیم او در ایّام جوانی ، سیر باغ و بوستان اصفهان را به عافیت طلبان وا می نهد و به سعی حجاز و زیارت عتبات عالیات شیعه درعراق رو می اورد . این مطلب در مقطع غزلی چنین صورت یافته است :

من و دو چشم تر و خاک کربلا صائب                         

ز عافیت طلبان سیر اصفهان تنها

یکی از تکنیک های شعری صائب که البته در شعر فارسی سابقه ی طولانی دارد . تلمیح است . صائب با استفاده از این تکنیک بسیاری از وقایع تاریخی اسطوره ای و مذهبی را در شعر خویش آورده و به مناسبت های مختلف مضامین نوسازی بر ان ها بنا می نهد . تلمیح در شعر صائب البته ذکر بی کم و کاست روایت تاریخی یا اسطوره ای نیست بلکه غالباً در آن متصرف شده و هنجارشکنی و آشنایی زدایی می کند . یکی از این تلمیحات به کربلا و حادثه ی عاشورا مربوط است . از آن جا که در رویکرد شبه رومانتیک صائب و شعرای سبک هندی، انفعالات روحی انسانی جایگاه ویژه ای دارد، حادثه ی کربلا و ذکر مظلومیت های امام حسین و یارانش محمل خوبی برای مضمون سازی های ناب است:

 

در غبار خاطر ما ناله های خونچکان                         

همچو بوی خون به خاک کربلا پیچیده است

 

گردی ست خطّ یار که چون خاک کربلا                     

در منزلت به خون دو عالم برابر است

 

بوی خون می آید از فریاد دردآلود من                      

چون غباری کز زمین کربلا گردد بلند

 

مروّت است که در عهد آن لب میگون                       

فضای سینه من دشت کربلا باشد

 

ز حال تشنه لبان خنجر تو را چه خبر؟                     

فُرات را ز شهیدان کربلا چه خبر ؟

 

آب می بندد به روی تشنگان کربلا                                            

هر که دارد جام می را در خمار از من دریغ

 

سیه بختی به خون چون لاله غلتیده ست هر جانب               

زمین کربلا را داغ دارد عرصه ی کویش

(یعنی کوی یار نشان از زمین کربلا دارد  که در هر جانبش سیه بختی چون لاله در خون خویش غلتیده است)

در بیتی زیبا و عجیب صائب را می بینیم که با نگاهی انتقادی به خود نهیب می زند که ذکر عاشورا و به قول او استشمام بویی از خاک کربلا منزلتی فراهم نمی آورد . بلکه اگر کسی از این واقعه درس آزادگی گرفته باشد باید خود در سر در کف مجاهده بگذارد و از لاله زار شهادت حاصلی ببرد و گلی بچیند :

ز لاله زار شهادت گلی بچین صائب                            

به بوی خون مشو از خاک کربلا قانع

گاهی در خطاب به معشوق خویش می گوید که پنهان نشستنت در پس پرده ی دریغ ، و آشکار نشدن حتی برای یک دم ، قیامتی از تشنگان دیدارت پا می کند و این قیامت را به صحرای کربلا شبیه می کند .  وجه شبه در اینجا آنست که به باور صائب، حماسه سازان عاشورا در کربلا دو گونه تشنگی داشته اند یکی همان تشنگی ظاهر و دیگری تشنگی باطن که صائب از ان به تشنگی دیدار تعبیر می کند .

از اضطراب تشنه ی دیدار غافلی                                

یکدم برون ز خانه میا ، کربلا ببین

و باز به معشوق می گوید که خون شهیدی که به ظاهر در خاک کربلا مدفون است به شوق تو در جوش می آید وزندگانی از سر می گیرد :

ز شوق کوی تو خونش به جوش می آید                     

اگر شهید تو در خاک کربلا خفته ست

صائب هنگامی که از بی مروّتی اهل روزگار شکایت میکند به یاد کربلا می افتد که دشمنان سنگدل هیچ یک به اندک مروّتی آشنا نبودند :

آب مروّت از قدح هیچ کس مجوی                             

خود را حسین و روی زمین کربلا شناس

هم او در قصیده ای که به جهت تعمیر تربت پاک امیر المؤمنین و آوردن نهری از فرات به نجف به فرمان شاه صفی سروده ، کلک خیالش مضمونی چنین ناب رقم می زند که گویا فُرات که روزی خود را از خاندان پیامبر مضایقه کرد امروز با چشمانی اشک آلود به عذرخواهی آمده است . :

دشتی که بود چون جگر تشنه ی حسین                  

داغ بهار خلد شد و رشک لاله زار …

ای کوثر مروّت هرچن با حسین                                  

سنگین دلی نمود فرات ستیزه کار

از بهر پاک کردن راه گناه خویش                                

امروز امده ست به مژگان اشکبار

او برای لعن یزید در عبارتی شاعرانه حتی کیفیت زدودن حرمت از شراب را قائل شده می گوید :

لعن یزید تلخی حرمت ز می برد                                 

بر روی ما عبث در میخانه بسته اند

روایتی است ماخوذ از آیه ۲۹ سوره ق : یوم نقول لجهنم هل امتلات و تقول « هل من مزید » . ( روزی که گوییم دوزخ را : آیا پر شدی ؟ و گوید : آیا زیادتی هست؟ )که در روز قیامت آتش دوزخ از فرو بلعیدن گناهکاران سیر نشده و از سر زیاده خواهی مدام نعره ی « هل من مزید » می زند . صائب با تصرف در این روایت می گوید که این امر البته در مورد یزید بن معاویه مستثنی است . چرا که او را چنان گناه عظیمی است که دوزخ با بلعیدن او دیگر هل من مزید نمی زند :

تا شد از قهر الهی طعمه ی دوزخ یزید                       

نعره ی هل من مزید از آتش دوزخ نخاست

 

شهید و شهادت

واژه ی شهید و شهادت یکی از موتیف های واژگانی عصر صفوی است و بی شک به تاثیر از واقعه ی عاشورا در شعر شاعران را یافته است . این واژه از دوره ایلخانان مغول به بعد وارد ادبیات شده است و در شعرای عصر صفوی رایج شده است .  در دیوان اشعار سعدی تنها یکبار با واژه ی شهید مواجه می شویم که می گوید :

بی حسرت از جهان نرود هیچکس به در 

الّا شهید عشق به تیر از کمانی دوست

در قرن هشتم در شعر شاه نعمت الله ۸ بار این واژه به کار فته در ابیاتی نظیر :

کشته ی عشق و شهید حضرتیم                

آفرین بر دست غازی می کنیم

اما در شعر حافظ سراغی از این واژه نیست تا می رسیم به جامی که واژه ی شهید  ۱۳ بار در آثارش ردیابی شد . رواج این واژه در شاعران سبک هندی بی تردید به خاطر تاثیرپذیری از  محیط اجتماعی عصر صفویه چه در ایران و چه در هند بوده است . مثلا عرفی از شاعران پیشتاز این سبک ، ۲۷ بار این واژه را به صورت شهید و ۲۳ بار به صورت شهادت کار برده است .

عرفی به زیر تیغ مشو مضطرب که هست      

اجری دگر شهید به خون ناتپیده را

همچنین نظیری نیز در اشعار خویش توجه ویژه ای به مفهوم شهادت دارد:

شربت دیدار می نوشد شهید تیغ دوست                 

سوی آب خضر می بینند اینجا سرسری

یا کلیم گوید :

کمال اجر شهادت به آن شهید دهند 

که غیر شمع کس اش گریه بر مزار نکرد

و در این میان صائب جایگاه ویژه ای برای مفهوم شهادت قائل است و ۳۵ بار این واژه در دیوان او به کار رفته است . با زبان آشنا زدای خویش معانی بیگانه ی فراوانی می آفریند :

  • استثنا شدن شهید در احکام غسل و کفن میت مسلمان کی از مفاهیمی است که در شعر صائب به زیبایی مضمون ساز شده است . صائب در ابیات زیر به این معنی نظر داشته است :

شفق خورشید تابان را کند از صبح مستغنی                

شهید عشق هیهات است محتاج کفن گردد

 

رهنوردان تو را مرگ نگیرد دامن                                               

بر شهید تو کفن جامه ی احرام شود

 

شهید را ز کفن چشم پرده پوشی نیست                   

نمک به سینه ی مجروح من نمی چسبد

 

دریا شهید عشق تو را شستشو نداد                                          

شبنم چه داد لاله ی خونین کفن دهد

 

باشند زردرویان صائب به پرده محتاج                      

هر کس شهید گردد فکر کفن ندارد

 

شهید عشق هیهات است غیر از خون کفن پوشد   

که دریا از کفی کز خود برآرد پیرهن سازد

  • روشن کردن شمع بر مزار مردگان گویا از سنت هایی است که در عصر صفوی رواج بیشتری یافته است که گویا به این نیت بوده که موجبات روشنی روح مردگان را فراهم آورند . این موضوع و نیز گل بر مزار گذاشتن خود موتیفی شد که در شعر این دوره به آن بسیار پرداخته و مضامین فراوانی بر اساس آن ساخته شده است . اما مزار شهیدان را از این تشریفات مستغنی می دانستند . خون شهید و جوش خون او خود روشنی بخش مزار است . صائب در این باره می گوید :

گلگونه ی شفق گل خورشید را بس است                 

حاجت به شمع نیست مزار شهید را

 

شهید عشق مستغنی ز شمع دیگران باشد                              

که سازد خاک خود را لاله ی خونین کفن

 

خورشید بی نیاز ز سیر ستاره است                                          

خاک شهید را ز چراغان چه فایده ؟

 

ز بس از غیرت من کشتگان را خون به جوش آمد   

چراغان شد ز خون تازه خاک هر شهید از من

و گویا شب خود چون سپندی بر مزار شهیدان می سوزد و چراغ می افروزد :

شهید لاله رخان را به جای شمع و چراغ                  

سپند شب همه شب بر مزار می سوزد

و در این میان لاله از سویی استعاره از شهید است و از سوی دیگر چون چراغی سرخ و روشن است ولایق آن که بزم افروز مزار شهیدان باشد :

اگر شهید به این تیغ کوه شد فرهاد                          

که لاله اش به چراغ مزار می ماند

 

از صد یکی به پایه ی منصور می رسد                       

چون لاله هر که بگذرد از سر شهید نیست

  • مفهوم زندگانی جاوید شهیدان از مفاهیم دیگری است که صائب در تداعی پنهان آن با مفهوم « آب حیات » به آن می پردازد :

حنای گل نگردد بوی گل را مانع جولان                    

شهید عشق را روح از طلب بیکار کی   گردد

 

سیری ز آب تیغ ندارد شهید من                                               

بر آب خضر تشنه جگر دست یافته ست

واعظ قزوینی از شاعران هم روزگار صائب این مفهوم را در مضمونی دیگر چنین پرورده است که :

به دست آسان نمی آید شهید ناز او گشتن                              

که این آب حیات از جوی آن شمشیر می آید

 

قصیده در مدح سید الشهدا

بجز مواردی که در بخش غزل های صائب به آن اشاره شد، در محرم الحرام سال ۱۰۷۴ ، قصیده ای در مدح سید الشهدا سروده است که از شاهکارهای قصائد اوست . صائب در مقایسه با غزل ک ان را به اوج رسانده است ، دست چندانی در قصیده ندارد و تعداد قصائد او محدود است . امّا در این قصیده و نیز قصائدی که برای امام هشتم شیعیان سروده نشان می دهد که اگر ممدوحی به سزا می یافت ، بازهم کلک خیال انگیزش او را از تجربه ی شاعرانه ی دیگری سربلند بیرون می آورد .

 

خاکیان را از فلک امید آسایش خطاست

آسمان با این جلالت گوی چوگان قضاست

پرده ی خارست اگر دارد گلی این بوستان

نوش این غمخانه را هم چاشنی زهر فناست

ساحلی گر دارد این دریا لب گورست و بس

هست اگر کامی درین ویرانه کام اژدهاست

داغ ناسورست هست این خانه را گر روزنی

آه جانسوزست اگر شمعی درین ماتم سراست

سختی دوران به ارباب سعادت می رسد

استخوان از سفره این سنگدل رزق هماست

نیست سالم دامن پاکان ز دست انداز او

گرگ تهمت یوسف گل پیرهن را در قفاست

سنگ می بارد به نخل میوه دار از شش جهت

سرو از بی حاصلی پیوسته در نشو و نماست

قرص مهر و ماه گردون را کسی نشکسته است

از دل خود روزی مهمان درین مهمانسراست

هر زبانی کز فروغ صدق دارد روشنی

زنده زیر خاک دایم چون چراغ آسیاست

تیرباران قضا نازل به مردان می شود

از نیستان شیر را آرامگاه و متکاست

هست اگر آسایشی در زیر تیغ و خنجرست

دیده حیران قربانی بر این معنی گواست

با قضای آسمان سودی ندارد احتیاط

بیشتر افتد به چه هر کس درین ره با عصاست

کی مسلم می گذارد زندگان را روزگار؟

کز سیه روزان این ماتم سرا آب بقاست

نیست غیر از نامرادی در جهان خاک مراد

مدعای هر دو عالم در دل بی مدعاست

عارفانی را که سر در جیب فکرت برده اند

چون ز ره صد چشم عبرت بین نهان زیر قباست

لب گشودن می شود موج خطر را بال و پر

لنگر این بحر پرآشوب، تسلیم و رضاست

زیر گردون ما ز غفلت شادمانی می کنیم

ورنه گندم سینه چاک از بیم زخم آسیاست

هر گدا چشمی نباشد مستحق این نوال

درد و محنت نزل خاص انبیا و اولیاست

زخم دندان ندامت می رسد سبابه را

از میان جمله انگشتان، که ایمان را گواست

در خور ظرف است اینجا هر دهان را لقمه ای

ضربت تیغ شهادت طعمه شیر خداست

نیست هر نخجیر لاغر لایق فتراک عشق

آل تمغای شهادت خاصه آل عباست

کی دلش سوزد به داغ دردمندان دگر؟

چرخ کز لب تشنگان او شهید کربلاست

آنچه از ظلم و ستم بر قره العین رسول

رفت از سنگین دلان، بر صدق این معنی گواست

مظهر انوار ربانی، حسین بن علی

آن که خاک آستانش دردمندان را شفاست

ابر رحمت سایبان قبه پر نور او

روضه اش را از پر و بال ملایک بوریاست

دست خالی برنمی گردد دعا از روضه اش

سایلان را آستانش کعبه حاجت رواست

در رجب هر کس موفق شد به طوف مرقدش

بی تردد جای او در مقعد صدق خداست

در ره او زایران را هر چه از نقد حیات

صرف گردد، با وجود صرف گردیدن بجاست

چون فتاده است این مصیبت ز ایران را عمر کاه

در تلافی زان طوافش روح بخش و جانفزاست

نیست اهل بیت را رنگین تر از وی مصرعی

گر بود بر صدر نه معصوم جای او، بجاست

کور اگر روشن شود در روضه اش نبود عجب

کان حریم خاص مالامال از نور خداست

با لب خشک از جهان تا رفت آن سلطان دین

آب را خاک مذلت در دهان زین ماجراست

زین مصیبت می کند خون گریه چرخ سنگدل

این شفق نبود که صبح و شام ظاهر برسماست

عقده ها از ماتمش روی زمین را در دل است

دانه تسبیح، اشک خاک پاک کربلاست

در ره دین هر که جان خویش را سازد فدا

در گلوی تشنه او آب تیغ آب بقاست

تا بدخشان شد جگرگاه زمین از خون او

هر گیاهی کز زمین سر برزند لعلی قباست

نیست یک دل کز وقوع این مصیبت داغ نیست

گریه فرض عین هفتاد و دو ملت زین عزاست

می دهد غسل زیارت خلق را در آب چشم

این چنین خاک جگرسوزی ز مظلومان کراست؟

بهر زوارش که می آیند با چندین امید

هر کف خاک از زمین کربلا دست دعاست

مردگان با اسب چوبین قطع این ره می کنند

زندگان را طاقت دوری ز درگاهش کجاست؟

از سیاهی داغ این ماتم نمی آید برون

این مصیبت هست بر جا تا بجا ارض و سماست

از جگرها می کشد این نخل ماتم آب خویش

تا قیامت زین سبب پیوسته در نشو و نماست

گر چه از حجت بود حلم الهی بی نیاز

این مصیبت حجت حلم گرانسنگ خداست

قطره اشکی که آید در عزای او به چشم

گوشوار عرش را از پاکی گوهر سزاست

ز ایران را چون نسازد پاک از گرد گناه؟

شهپر روح الامین جاروب این جنت سراست

سبحه ای کز خاک پاک کربلا سامان دهند

بی تذکر بر زبان رشته اش ذکر خداست

چند روزی بود اگر مهر سلیمان معتبر

تا قیامت سجده گاه خلق مهر کربلاست

خاک این در شو که پیش همت دریا دلش

زایران را پاک کردن از گنه کمتر سخاست

مغز ایمان تازه می گردد ز بوی خاک او

این شمیم جانفزا با مشک و با عنبر کجاست؟

زیر سقف آسمان، خاکی که از روی نیاز

می توان مرد از برایش، خاک پاک کربلاست

تا شد از قهر الهی طعمه دوزخ یزید

نعره هل من مزید از آتش دوزخ نخاست

تکیه گاهش بود از دوش رسول هاشمی

آن سری کز تیغ بیداد یزید از تن جداست

آن که می شد پیکرش از برگ گل نیلوفری

چاک چاک امروز مانند گل از تیغ جفاست

آن که بود آرامگاهش از کنار مصطفی

پیکر سیمین او افتاده زیر دست و پا

چرخ از انجم در عزایش دامن پر اشک شد

تا به دامان جزا گر ابر خون گرید رواست

مدحش از ما عاجزان صائب بود ترک ادب

آن که ممدوح خدا و مصطفی و مرتضاست

سال تاریخ مدیح این امام المتقین

چون نهد «جان » سر به پایش «مدح شاه کربلاست»

 

 

 

 

 

گزارش تصویری آیین رونمایی کتاب «درحق صائب» در کتابخانه ملی ایران

گزارش تصویری آیین رونمایی کتاب «درحق صائب» در کتابخانه ملی ایران

توسط استاد دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی و دکتر محمدعلی شیوا

 

دکتر محمدعلی شیوا در کنار استاد دکتر توفیق سبحانی

 

به ترتیب از چپ: استاد علی اصغر موسوی – دکتر مرتضی رزم آرا – دکتر افشاریان – دکتر رامین خدام – دکتر محمدعلی شیوا- خانم غزل شیوا- استاد حسین آهی و استاد دکتر توفیق سبحانی

 

به ترتیب از چپ: استاد امیربانو کریمی فیروزکوهی – استاد ارغوان خاتمی – استاد دکتر احسان الله شکراللهی – استاد سعید یوسف نیا

 

دکتر محمدعلی شیوا در کنار استاد ارغوان خاتمی و خانم غزل شیوا

 

دکتر محمدعلی شیوا در کنار استاد حسین آهی

 

استاد دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی

 

دکتر محمدعلی شیوا در حال ایراد سخنرانی

 

استاد دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی – استاد دکتر توفیق سبحانی

 

استاد دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی – استاد دکتر توفیق سبحانی – دکتر محمدعلی شیوا

 

استاد سعید یوسف نیا در حال ایراد سخنرانی

 

نمای روبرو از راست: استاد حسین آهی – دکتر مرتضی رزم آرا – دکتر احسان شکراللهی – دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی و …

 

دکتر رامین خدام – دکتر محمدعلی شیوا – آقای رضا آل آقا

 

استاد امیربانو کریمی فیروزکوهی در حال امضای ماکت کتاب در حق صائب 

 

استاد دکتر توفیق سبحانی در حال امضای ماکت کتاب در حق صائب 

 

دکتر رامین خدام در حال امضای ماکت کتاب در حق صائب 

 

 

 

 

گزارش تصویری رونمایی از تمثال صائب تبریزی اثر استاد ارغوان خاتمی در کتابخانه ملی ایران

گزارش تصویری رونمایی از تمثال صائب تبریزی اثر استاد ارغوان خاتمی در کتابخانه ملی ایران

رونمایی از تمثال صائب تبریزی

در کنار استاد دکتر امیربانو کریمی فیروزکوهی

 

استاد ارغوان خاتمی در کنار تمثال صائب تبریزی

 

استاد ارغوان خاتمی در حال ایراد سخنرانی

 

در کنار استاد دکتر توفیق سبحانی

 

در کنار استاد حسین آهی

 

در کنار دکتر محمدعلی شیوا

 

«اخوان، صائب و سبک هندی» نامزد یازدهمین جشنواره شعر فجر

 

کتاب« اخوان، صائب و سبک هندی» اثر دکتر محمدعلی شیوا منتشره سال۱۳۹۴ انتشارات پرنیان خیال از سوی داوران نامزد بخش «درباره شعر» یازدهمین جشنواره شعر فجر شد.

 

مشروح خبر:

به گزارش خبرگزاری تسنیم، نشست خبری یازدهمین دوره جشنواره شعر فجر صبح امروز یازدهم اسفندماه با حضور مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان و دبیر اجرایی این جشنواره و محمدکاظم کاظمی دبیر علمی این دوره جشنواره در بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار شد. در این جلسه نامزدهای بخش درباره شعر و داوران بخش افغانستان معرفی شدند.

بنا به گفته کاظمی داوران بخش افغانستان به این شرح است:

غلامرضا طریقی، علی محمد مودب و محسن سعیدی داوری و ارزیابی آثار را برعهده داشتند. همچنین جواد محقق نیز به عنوان نماینده هیئت علمی در جلسه نهایی داوری حضور دارد.

همچنین در ادامه این نشست نامزدهای بخش درباره شعر به این شرح اعلام شد:

اخوان صائب به سبک هندی از محمدعلی شیخ الاسلامی، نشر پرنیان خیال

باباطاهر، اثر نصرالله پورجوادی، نشر فرهنگ معاصر

شعر نو در ترازوی تاویل، از سیاوش جعفری، نشر مروارید

فلسفه لاجوردی سپهری، اثر سروش دباغ، نشر صراط

بوطیقای سه گانی و مسائل آن از علیرضا فولادی، نشر گفتمان اندیشه معاصر

داوران این بخش نیز محمدسرور مولایی، مریم حسینی و زیبا اشراقی اعلام شدند. نماینده کمیته علمی در جلسه نهایی داوری نیز فاطمه راکعی خواهد بود.

به گفته دبیر علمی یازدهمین دوره جشنواره شعر فجر، نامزدهای نهایی بخش شعر بزرگسال و افغانستان در روزهای آتی اعلام خواهد شد.